محمد مفيد مستوفى بافقى

250

جامع مفيدى ( فارسى )

[ 200 الف ] مجلس چهارم از مقالهء اولى از مجلد سيوم در ذكر مستوفيان عطارد نشان و ارباب قلم اين طبقهء جليله كه در بلدهء طيبهء يزد زبان بنان به اخذ جان و مال مسلمانان نيز نموده‌اند بسياراند . اما بعضى از جانب ديوان اعلى و برخى به صلاح حكام و وزرا به آن مهم قيام مىنموده‌اند . چون ذكر مجموع ايشان موجب تطويل است و اطناب و اجتناب شيوهء ستودهء اولو الالباب نيست لاجرم خامهء سخن‌گذار عنان بيان را به احوال زمره‌اى كه در كتب متقدمين و از السنه و افواه معلوم اين ذرهء بىمقدار گشته بر صحيفهء بيان آورده برطبق عرض مىنهد . آورده‌اند كه در زمان سلاطين ماضى يكى از ارباب قلم را به مهمى تعيين فرموده به قرى و مزارع فرستادند . آن‌شخص به منزل يكى از رعايا نزول نمود . آن فقير چنانچه توانست به خدمات قيام نموده دقيقه‌اى از دقايق ميهماندارى و مردمى فروگذاشت نكرد ، فاما چنانچه عادت آن طايفهء لازم الاحترام است در بستن خراج و قرار اجارات صرفه و غبطهء سركار ديوان منظور داشته راه و روش حق و حساب را فراموش نمود ، مصراع : ز فعلش راسبى مهجور بودى [ 200 ب ] و بر مزرعه‌اى كه در تصرف ميزبان بيچاره بود مبلغى زياده بر مالوجهات مقرر قرار نمود ، بعد از آنكه دبير عطارد نظير از منزل آن دهقان متوجه مكان ديگرى گرديد دوات و قلم را فراموش كرد . مرد بيچاره به واهمهء آنكه مبادا به جهت بازيافت آن مراجعت نمايد و اين مرتبه خانهء حيات « 1 » او را خراب سازد دوات و قلم

--> ( 1 ) - اصل : حيوات